چیستی شناسی جنگ نرم و جنگ رسانه ای (۲): مفهوم شناسی و انواع جنگ

31

قطعا برای شما هم به کرّات پیش آمده است که واژه هایی مانند جنگ نرم، جنگ رسانه ای، جنگ روانی، عملیات روانی، قدرت نرم، تهدید نرم و …. شنیده اید، اما در پس این همه واژه ها دقیقا برایتان شفاف نشده باشد که کدام یک از آنها زیر مجموعه ی دیگری است و ارتباط هر یک از این واژه ها با هم دقیقا چیست؟ قصد ما در این سلسله یادداشت آموزشی این است که نشان دهیم که ارتباط این واژه ها و معنای دقیق هر کدام از آنها چیست؟

اما قبل از ورود به بحث ابتدائا لازم است کمی مفهوم شناسی کنیم و بستر مطالب را به درستی بسازیم. از همین اول کار به شما بگویم که در زمینِ جنگ همه چیز بر حول محور (قدرت) میچرخد. جنگ محصول قدرت ها و زائیده ی تنازعِ دیدگاه ها و عقیده هاست. پس در این جا قبل از آن که به چیستی جنگ رسانه ای بپردازیم لازم است ابتدائا گذری داشته باشیم به واژه شناسی (قدرت) و (جنگ) و به تبع آن نیز به طیف شناسیِ قدرت و انواعِ شناسیِ جنگ نگاهی بیندازیم. پس با ما همراه باشید؛

  1. شماره ی اولِ یادداشت با عنوان (چیستی شناسی جنگ نرم و جنگ رسانه ای (۱) : مفهوم شناسی قدرت، از قدرت نرم تا قدرت سخت) را از اینجا بخوانید

تعریف جنگ و تفاوت آن با قدرت

جنگ در لغت به معنای زدوخورد و کشتار میان چند تن یا میان سپاهیان دو کشور یا دو ملت است. اما در اصطلاح کمی تعریف پیچیده تر میشود، چرا که همانگوه که در شماره ی اول بیان کردیم تعریفِ واژه ها در علوم انسانی بسیار متعدد است. کارل فون کلاوزویتس در کتاب ماهیت جنگ (ترجمه ی مرضیه خسروی) صفحه ی ۱۳ درباره ی چیستیِ جنگ چنین مینویسد:

جنگ چیزی جز یک دوئل (۱) در ابعاد بزرگ نیست. دوئل های متعدد اساسِ یک جنگ هستند، اما برای آن که تصویری کلی از آن داشته باشیم میتوان از مثال دو کشتی گیر بهره برد. هر یک از کشتی گیرها تلاش میکنند با استفاده از توان جسمانی خود دیگری را وادار به قبول اراده ی خود نماید؛ هر یک از آنها سعی میکند حریف خود را در موقعیتی قرار دهد که قادر به مقاومتِ بیشتر نباشد. به این ترتیب جنگ، کنشِ نیرو (قوه) به قصد تحمیلِ اراده ی خود بر دشمن میباشد.

همانطور که میبینید در تعریف کلاوزویتس از جنگ شباهتی به تعاریفِ موجود از قدرت که در شماره ی قبل به آن پرداختیم وجود دارد. اما با وجود این شباهت بین واژه ی قدرت و جنگ تفاوت وجود دارد. در واقع جنگ نمود درگیری و نزاعِ بین دو شخص، دو ملت، دو کشور، دو قوم، دو طایفه، دو جامعه و دو تمدن است. اما در بین طرفینِ درگیر کسی صاحبِ قدرت است که میتواند حرف و اراده ی خود را بر طرفِ دیگر تحمیل کند. غالبا به این شکل است که در درگیری ها یکی طرف صاحب قدرت و پیروز میدان است. اما گاهی اوقات نیز هیچکدام از طرفین نمیتوانند (توان این را ندارند) که اراده ی خود را بر دیگری تحمیل کنند و هرچند درگیر یک جنگ هستند، اما در آن نزاع قدرتمند و صاحب قدرت نیستند. از طرفِ دیگر نیز با توجه به نوعِ قدرتِ به کار گرفته شده در حینِ نزاع، نوعِ درگیری و جنگ به وجود آمده از آن نیز متفاوت خواهد بود. البته پرداختن به این بحث تفصیل بیشتری نیاز دارد که از حوصله ای این یادداشت خارج است.

 

انواع جنگ به اعتبار قدرت به کار رفته در آن

مفهوم «جنگ» را می‌توان از زوایای گوناگون موردنقد و بررسی قرار داد. در ادبیات سیاسی و نظامی، واژه‌ی «جنگ» با واژگان گوناگونی در قبل و بعد خود به کار رفته می‌رود و بر اساس معیارهای مختلف، دسته‌بندی‌های گوناگونی از آن ارائه شده است. تعابیری همچون «جنگ نظامی»، «جنگ نرم»، «جنگ سایبری» و… از این قبیل‌اند. بنا براین جنگ با توجه به معیارهای مختلف ، تقسیمات مختلفی به خود میگیرد:

  • (بر اساس توازن قوا): جنگ عادلانه و غیر عادلانه
  • (بر اساس مقیاس های جغرافیایی): محلی، منطقه ای، جهانی
  • (میزان منابع به کار گرفته شده در جنگ): عمومی، محدود
  • (با توجه به نوع تاکتیک) منظم (کلاسیک)، نامنظم (چریکی)
  • (با توجه به نوع سلاح): هسته ای، غیر هسته ای

اما یکی دیگر از تقسیم بندی های جنگ، تقسیم انواعِ آن بر اساس نوعِ قدرتِ به کار گرفته در آن است. انواع جنگ های اتفاق افتاده بر اساسِ نوعِ قدرتِ به کار گرفته شده در آن ها به سه نوعِ کلی تقسیم میشوند.

  1. جنگ سخت (اقدام نظامی و خشونت آمیز) که تا سال ۱۹۴۵ اصلی ترین نوعِ جنگ این نوعِ جنگ بود. در این نوعِ جنگ طرفینِ درگیر با استفاده از اجبار و به صورتِ فیزیکی و نظامی طرفِ مقابلِ خود را موردِ یورش قرار میدهد.
  2. جنگ نیمه سخت (اقدام سیاسی، امنیتی، اجتماعی، اقتصادی) که از ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۱ بیشترین رواج را داشت. در این نوع جنگ سپاه دشمن علنا وارد درگیری نمیشود بلکه سعی در به قدرت رساندن مهره های خود از طریق کودتای نظامی دارد که این کودتاها معمولا توسط نیروهای نظامی صورت می گیرد و فاقد پشتوانه ی اجتماعی میان توده ها می باشند. در دهه های اخیر در کشورهای زیادی کودتا اتفاق افتاده است.مثلا در اواخر قرن ۱۹ و اوایل ۲۰ کمال آتاتورک با طراحی کودتای نظامی در ترکیه به قدرت رسید. یا مانند به قدرت رسیدنِ رضا میر پنج با کودتای نظامی در کشور ایران.
  3. جنگ نرم (اقدام فرهنگی . تبلیغی . رسانه ای) که بیشتر از بعد از جنگ سردِ میان بلوک غرب و شوروی پر رنگ شد. در این نوع جنگ سعی میشود که طرف مقابل به همان چیزی باور داشته باشد که دشمن میخواهد، یا تمایلاتی را ابراز نماید که دشمن اراده کرده است و همان کاری را انجام دهد که دشمن دوست دارد.سعی میشود از طریق استحاله ی فرهنگی و فکری دشمن را به خودی تبدیل کنند و نه تنها از هم سویی با دشمن خود احساس شرمندگی نکنند بلکه به آن افتخار کنند. پیروزی در جنگ نرم منوط به داشتن قدرت نرم است.

  1. جنگ تن به تن که دو تن به تلافی توهین و اعاده ٔ حیثیت کنندبا شمشیر یا طپانچه یا شلاق و غیره و این رسم سابقاًدر ممالک غربی معمول بود. (از فرهنگ فارسی معین ).

نویسنده: محمد سخایی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.