نقدی بر سرفصل (رژیم مصرف رسانه ای) در کلاس های سواد رسانه ای

37
توضیح عنوان:

شاید عنوان رژیم مصرف رسانه ای را زیاد شنیده باشد. عنوانی که غالبا به عنوان یکی از اصلی ترین عناوین دوره های سواد رسانه ای ارائه میشود. کلیاتِ محتوای این عنوان بر حولِ محورِ ۵ سوالِ کلیدی میچرخد که آن سوالات عبارت اند از: چه کسی؟ چه چیزی؟ چه مقدار؟ چه مقدار؟ چه وقتی؟ چه جایی؟

مدرسینِ محترمِ سواد رسانه ای غالبا تلاششان بر این است که از مناظرِ مختلفی به خصوص از منظر علمِ روان شناسی به این ۵ سوال پاسخ دهند و مخاطبینِ خود را مجاب کنند که باید استفاده ی کنترل شده از رسانه ها داشته باشند. اما به نظر می رسد که با این نحوه کاری از پیش نمیرود و به نظرِ حقیر ارائه های تکنیکال که صرفا قاعده و قانون مشخص میکنند اساسا کارِ زیادی از پیش نمیبرند. در این یادداشت خلاصه وار به برخی از ایراداتِ محتوایی، ارائه ای و عنوانی این سرفصل خواهیم پرداخت.

 

نقد و بررسی سرفصل:

درباره ی نقدِ این سرفصل ذکر چند نکته قابل اهمیت است:

  • مهم ترین ایراد این سرفصل تکنیک محور بودنِ آن است. در این سرفصل به روشِ تکنیک و قاعده سعی میشود که به مخاطب گفته شود استفاده از رسانه نیازمندِ کنترل است. اما به نظر میرسد این روشِ روشِ مناسب و نتیجه بخشی نباشد. در واقع بهترین روشی که میتواند برای مخاطب در هر زمینه اثر گذار باشد روشِ شناختیست. در روشِ شناختی سعی بر این است که نگاه و بینشِ شخص  دچار تغییر شود، تا نتیجتا این تغییر موجبِ تحول در رفتار و نگرش مخاطب شود. فلذا بهتر است به جای داشتنِ یک بحثِ تکنیک محور یک بحثِ شناخت محور ارائه شود و به نوعی سعی در تغییر بینشِ مخاطب باشد. در این که چطور این اتفاق می افتد در نکته ی دوم به عرض میرسد.
  • نقدِ دومی که به تبعِ نقدِ اول به محتوای این سرفصل وارد میشود، خشک بودن و عمیق نبودنِ محتواست. در این سرفصل گویا ما خودِ انسان را فراموش میکنیم و بدونِ در نظر گرفتنِ ماهیتِ انسان سریعا شروع میکنیم به نسخه پیچیدن برای رفعِ مشکلات او. این مسئله قطعا اثرِ بحث را مقطعی و کوتاه مدت میکند. اما راهکار چیست؟ راهکار این است که در ذیلِ این عنوان نگاهی به خودِ انسان به ما هو انسان بیندازیم. در واقع حرف حساب رژیم مصرف این است که هر فردی باید بتواند استفاده ای کنترل شده از رسانه ها داشته باشد. اساسا انسان در دو بعدِ جسم و جان (روان) نیازمند خوراک است. در بعدِ جسم انسان از مواد غذایی و در اصطلاحِ زیستی از غذاها استفاده میکند تا زنده بماند. متقابلا در بعدِ روانی نیز انسان از غذاهای لطیف تر استفاده میکند. در هر دو بعدِ وجود آدمی آن چیزی که جسم و جان را میسازد غذاها هستند. اگر نوعِ غذاهای استفاده شده و همچنین تعادلِ آن ها مناسب باشد نتیجه ی آن نیز سلامت و طهارت جسم و جان خواهد بود. اما اگر تعادلِ غذاییِ انسان به نحوی دچار اختلال شود نتایج و عواقبِ جبران ناپذیری به دنبال آن خواهد آمد. رژیم مصرف میخواهد بگوید که انسان باید از مُدرَکاتِ خود و قوایِ ادراکی اش مراقبت کند. هر چیزی را نبیند، هر چیزی را نشنود، هر زمانی را صرفِ رسانه نکند، در هر مکانی غرق در رسانه نشود و… چرا که اگر اینگونه بشود نفسِ انسان (روان) به تبعِ آن شکل خواهد گرفت و رفتار انسان نیز از شاکله اش جدا نیست. این همان آیه ی قرآن کریم است:

    قل کلٌّ یعملُ علی شاکِلَتِه (۱)

این آیه به صراحت میفرماید که انسان آن چیزی میشود که تغذیه میکند. انسان رفتارش همان چیزی میشود که نظام فکری اش باشد. از طرفِ دیگر نیز در متونِ دینیِ ما چه در متون کلامی، چه فقهی و چه عرفانی کم به مسئله ی کنترلِ ادراکات پرداخته نشده. برای مثال در آیه ای می فرماید:

إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ کلُ‏ُّ أُوْلَئکَ کاَنَ عَنْهُ مَسُولًا (۲)

ما مسئولِ قوای ادراکیِ خود هستیم و باید خوراکِ جسم و جانمان را کنترل کنیم.در هر صورت در این عنوان محتوا کاملا جدای از شیوه ی زندگیست. محتوایی که تعریفی از انسان نمیکند و صرفا میخواهد نسخه بپیچد. قاعدتا این محتوا راه به جایی نخواهد برد و صرفا ترجمه ایست از متونِ علمیِ غرب و تعریف آنها از هستی و انسان.

  • مسئله ی بعدی نیز پیرو نکته ی پیشین این است که در این محتوا جای بینش و تفکر اسلامی خالیست. جهان بینیِ اسلامی در این سرفصل جایگاهی ندارد و صرفا به گفتنِ بی ثمرِ چند آیه از قرآن و روایت اکتفا میشود. در حالی که اساسا در این کلاس (همانگونه که در نکته پیشین به صورتِ خلاصه به آن اشاره شد) باید با تعریف انسان از منظر اسلام برای او نتیجه بگیریم و نسخه پیچی کنیم.
  • در رابطه با عنوان این سرفصل نیز میتوان جامد و خشک برخورد نکرد و از عناوین دیگری مانندِ (کنترلِ مصرف رسانه ای) (خود کنترلی در استفاده از رسانه ها) و …استفاده کرد.

 

در هر صورت جای بینشِ دینی در کلاس های سواد رسانه ایِ ما خالیست. شکی نیست که میتوان این کلاس ها را برای مخاطبِ مسلمان و شیعه ی ایرانی به نحو دیگری و با نگاهِ دقیق تر و غنی تری بیان کرد که البته برای رسیدن به این نقطه باید دست از ترجمه کشید و وارد عرصه ی نظر و تولید شد.

نویسنده: محمد سخایی


۱) اسراء/۸۴.

۲) ۳۶/اسراء.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.